یک، دو. گاز، کلاچ، ترمز. هر چقدر هم که خودرو تان مدرن باشد باز هم زحمت تعویض دنده در ترافیکها کلافهکننده است. وقتی کلاچی در کار نباشد، تعویض دستی دندهها هم در کار نخواهد بود. آرام و خونسرد فقط پدال گاز را میفشارید و از مسافرت لذت میبرید.

یک توضیح فنی اما این همه داستان نیست. به قول معروف، اتوماتیک داریم تا اتوماتیک. اجازه بدهید به صورت خلاصه نگاهی داشته باشیم به مکانیزم جعبهدندههای خودکار. در حقیقت بر خلاف تصور، این کلاچ نیست که حذف میشود بلکه عملکرد دستی آن از سوی راننده است که حذف میشود. کلاچ یک رابط بین جعبهدنده و شفت انتقال نیرو است.

مزایا
تجربه نشان داده است اغلب نقصهایی که برای موتور خودرو پیش میآید ناشی از گاز دادن بیش از حد High RPM و یا کم گاز دادن (دنده مرده) Low RPM است. این یعنی دخالت مستقیم راننده بر میزان دور موتور و گشتاور. بر حسب کیفیت ساخت، این اقدام اشتباه میتواند طی 6 ماه تا یک سال کلاچ خودرو را از بین ببرد. چرخدندههای گیربکس کمکم خرده میشوند. خودرو بعد از مدتی یاتاقان زده و در بدترین حالت دیگر حرکت نمیکند. به لطف حضور جعبهدندههای اتوماتیک، تعویض دنده از A به B تنها در دور موتورهای مشخصی صورت میگیرد. به صورت تئوری گفته میشود که حین رانندگی هرچه اعمال فیزیکی راننده کمتر باشد، تمرکز او بر جاده بیشتر است. با حذف کلاچ، وظیفه پدال گیری و تعویض دسته دنده توسط شخص از دوشش برداشته میشود.

معایب
بزرگترین ایراد جعبهدندههای اتوماتیک پدیده Response Delay (تاخیر پاسخگویی) است. چون درگیر شدن چرخ دندهها توسط چیپهای هوشمند کنترل میشود، اغلب زمان بین دو دنده به طرزی محسوس بیشتر از مدلهای دستی است. به همین ترتیب وقتی دندهها دیر عوض شوند، شتابگیری خودرو هم دیر صورت میگیرد. البته شرکتهای بزرگ خودروسازی با هنر مهندسی خود تاخیر پاسخگویی را به پایینترین زمان ممکن رساندهاند. مثلاً فراری مدعی است زمان بین تعویض دندههای گیربکس اتوماتیکش زیر 60 میلی ثانیه است. لازم به توضیح نیست که بین فراری و سایپا اندکی تفاوت وجود دارد. جعبهدندههای اتوماتیک یک عیب دیگر نیز دارند؛ مصرف سوخت بیشتر. به دلیل اینکه کلاچ همیشه درگیر است و دور موتور همیشه بالا و پایین میرود، انگار موتور همیشه در حال کار کردن است. به دلیل شتاب پایین، راننده مجبور است گاز بیشتری اعمال کند. همین امر هم مصرف سوخت را از حالت استاندارد افزایش میدهد. دست آخر ایرادی است که حرفهایها به این جعبهدندههای اتوماتیک میگیرند. آنها میگویند نیمی از لذت رانندگی به معکوس کشیدن و افزایش ناگهانی دور موتور است. در گیربکسهای خودکار معمولی عمل Down Shift معنا ندارد.

ملاقات با X100 AMT
از نظر شکل و قیافه، این خودرو با دیگر مدلهای سایپا هیچ تفاوتی ندارد. حتی کابین نیز تفاوت خاصی نمیکند. همان صندلیها و پلاستیکها و موکتها. فقط دسته دنده است که شکل دیگری دارد. پشت آمپر نیز علایم جدیدی به چشم میخورد. سایپا برای پرایدهای اتوماتیک خود از مکانیزم AMT (مخفف Automated Manual Transition) استفاده کرده است. خلاصهاش یعنی گیربکس نیمه اتوماتیک. خودرو بدون صدای خاصی روشن میشود. البته باید عادت کنید که به منظور حفظ سلامت جعبهدنده باید وقتی در دسته دنده در حالت N (Natural یا خلاص) است، خودرو را روشن کنید. آنهایی که با گیربکسهای خودکار مرسوم کار کردهاند، قدری با این یکی به مشکل برمیخورند. دستهدنده در یک فضای ثابت حرکت میکند و آن چیزی که تغییر میکند تنها علایم الکترونیکی است که در پشت آمپر ظاهر میشود. بنا بر این با نگاه کردن به حالت قرارگیری، نمیفهمید که الان وضعیت دنده چگونه است. اتوماتیکهای معمولی دارای حالتهای P (مخفف Park) برای وقتی که خودرو در حالت ایستاده است و حالت D (مخفف Drive) برای آغاز حرکت، هستند. یک بار دسته را به سمت N فشار دهید. حالا یک بار دیگر هم این کار را بکنید تا عبارت A (Automatic) بر پشت آمپر ظاهر شود. دیگر نیازی به نیمکلاچ نیست. آن چیزی که درباره تاخیر پاسخگویی گفتیم به طرزی مرگباری درباره این پراید مشهود است. باید پدال گاز را تا انتها فشار دهید و نگاه دارید تا X100 مهربان آرام و خرامان شروع به حرکت کند. ثانیههایی پس از حرکت است که دور موتور ناگهان بالا میرود و شتاب خودرو به طرز غیر منطقی افزایش مییابد. همان موقع است که باید ترمز بگیرید. وقتی پدال گاز را به خیال خودتان برای سرعت متوسط، نصفه نیمه میفشارید تکانهای عجیبی به اتاق وارد میشود. این یعنی گشتاور موتور آنقدری نیست که در دور موتورهای پایین هم کشش لازم را داشته باشد. اوضاع پس از حرکت کمی بهتر میشود. دندهها در زمان مناسبی تعویض میشوند. ولی به کلی خیال سرعت و لاییکشی را از سر خود دور کنید چراکه X100 در حالت اتوماتیک تنبلتر از این حرفهاست.
از آنجایی که این خودرو یک نیمه اتوماتیک است، پس میتوان در آن واحد از قابلیت تعویض دستی دندهها نیز استفاده کرد. یادتان این خودرو همچنان کلاچی ندارد. پس نیروی درخواستی شما با اندک زمانی به چرخها میرسد. فاجعه زمانی رخ میدهد که بخواهید با این خودرو پارک کنید. شاید ساعتها تلاش نیاز باشد که بدون آسیب رساندن به خود یا دیگران بتوان این پراید را پارک کرد. دنده عقبش چیزی مافوق افتضاح است. هیچ حرکت آرامی از آن سر نمیزند.

نتیجهگیری خیلی از خانمها بر این باورند که اگر بحث نیمکلاچ نبود رانندگی خیلی راحتتر میشد. یک تجربه نیم ساعته با X100 شاید ترجیح داده شود که همان نیمکلاچ را بیشتر تمرین کنید.
این خودرو هنوز راه زیادی برای تبدیل شدن به یک محصول اتوماتیک با معیارهای متعارف را دارد.
البته هنوز معلوم نیست که به لطف حضور این فناوری خلاقانه، چند میلیون روی قیمت پایه آن کشیده میشود.


منبع : بازار خبر